تا عینک ها یمان به هم نگیرد

در کافه گردی با خود سال هاست که حرفه ای شده ام هر سال همین روزها ناگهان به ساعت تهران می شوم. دختری که در میز کناری نشسته بوی مرد را در کافه های تهران می دهد ،دختر دیگری که در حیاط کافه نشسته،با مرد شراب قرمز میخورد و سیگارمی کشد از اینجا که من نشسته ام تنها پشت سر مرد را میبینم و دسته های عینک ش را… بابا دیپ اینساید باور دارد که عینکی ها باید همیشه در یک رابطه بمانند اگر نماندند باید تا ابد خانه پدری بمانند،من چه شکسته ام قوانین عینکی ها را دیپ دَون.افتخار نمی کنم،می روم که با افکارش تصادف نکنم مدام، تا عینک ها یمان به هم نگیرد تا دوست باشیم دوباره مثل قبل

Published by boolour

You don't know me from the wind you never will, you never did

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: