پانزده دقیقه وقت دارید کار را تعطیل کنید

همه اش خیالات بود می دانم،اما ریئس گفت پانزده دقیقه وقت دارید کار را تعطیل کنید همگی مهمان من به چاینیزفود بیایید،همه بهت زده شدیم خوب غافلگیرشده بودیم از این همه درویشی که ریئس به حال ما کرد ،هاها… رابین پرسید: به چه مناسبت مهمان می کنید؟ “با همان لهجه انگلیسیش” از ما سه نفر هیچکدام چیزی نپرسید، یکی در صفحه مانیتورش غرق بود با موتزارت ،من اینجا بودم در آرزویِ  باخ و آن دیگری درحال تعمیر قفل در بود، پانزده دقیقه دیگر گذشت و همان صحنه قبل مو به مو اجرا شد ریئس گفت پانزده دقیقه وقت دارید کار را تعطیل کنید همگی مهمان من به چاینیزفود بیایید همه بهت زده شدیم خوب غافلگیرشده بودیم از این همه درویشی که ریئس به حال ما کرد هاها رابین پرسید به چه مناسبت مهمان می کنید با همان لهجه انگلیسیش از ما سه نفر هیچکدام چیزی نپرسید  یکی در صفحه مانیتورش غرق بود با موتزارت من اینجا بودم در آرزویِ  باخ و آن دیگری درحال تعمیر قفل در بود پانزده دقیقه دیگر گذشت و همان صحنه قبل مو به مو اجرا شد. اینبار رفتیم… حالا که برگشتیم دوباره یکی در صفحه مانیتورش غرق است با موتزارت ومن اینجا  در آرزویِ  باخ و آن دیگری درحال تعمیر قفل  در می باشد۰

Published by boolour

You don't know me from the wind you never will, you never did

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: