برَندِنبرگ کنسرتو #1 آداجیو

چراغ قرمز را رَد نمی کنم نه که از جریمه اش بترسم آنقدر دارم که اگر زنده بمانم بتوانم پنج، شِش عمر جریمه اش را بدهم، رد نمی کنم چون فقط احساسِ مسئولیت می کنم برای آدم ی که نمی شناسم،من این روزها حتی زرد را هم رَد نمی کنم، اگر زرد را رد کنم بدانید درماشین زیادی تحت فشار بوده اَم مثلا دربه در دستشویی البته تازگی ها در ماشینم هم اگر خیلی تحت فشار باشم یک گوشه ای پارک می کنم، لیوان یک بار مصرف استارباکسم را پر می کنم، فقط یکباراز کنترل خارج شدم و چراغ را وسط قرمز رَد کردم،دو روز در کُما بودم و سه سال در درد،آدم آن طرف چراغ  هم از دست رَفت فعلا که برای همیشه تا بعد که شاید در یک سبز دوباره به هم رسیدیم یا در قرمزی دیگر روبه روی هم ایستادیم شاید هم کنار زدیم و لیوان هایمان را پر کردیم،من اصلا پیروِ قوانین ترافیک زندگی می کنم،اگر در شهری زندگی بکنم که  پابلیک ترنسپورتیشِن زیرزمینی داشته باشد باز هم مثل دیوانه ها پیروِ چراغ های رانندگی بالای زمین زندگی می کنم.باز هم تاکید می کنم ترس از جریمه نیست،ترس از کُماست۰

Published by boolour

You don't know me from the wind you never will, you never did

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: